خدمت

ایران بانو دات کام
خدمت,
● درنگی در مفهوم خدمت
اگر عبادت بزرگ‏ترین فلسفه آفرینش است که: «و َما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِیعْبُدُونِ»(۱)؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر این که عبادتمکنند»، برگزیدگان الهی، عابدترین بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترین مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که: «مَنْ سَعی فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأَنَّما عَبَدَالله‏َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَیلَهُ؛(۲) هر فردی که در برآوردن نیاز برادر مؤمنش تلاش کند، گویا نُه ‏هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالی که روزها را روزه‏دار و شب‌ها را شب زنده‏دار بوده است.» برگزیدگان الهی، انبیا و معصومان، خدمتگزارترین افراد به مردم خواهند بود؛ زیرا آنان اسوه و شاخص‏اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده‏ترین شکل سر به فلک کشیده است.
آیه الهی خطاب به پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله را به یاد آوریم که می‏فرماید: «وَاخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ»(۳)؛ پر و بال خود را برای مؤمنانی که پیرو تو هستند، بگستران.» واژه «خفض جناح» که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است، به کنایه از کمال مهرورزی، عطوفت و خدمتگزاری خالصانه و متواضعانه حکایت می‏کند.خدمتگزاران واقعی، انبیا و اوصیا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بی‏پرده و صریح می‏توان این ادعا را در حدیث آسمانی امام صادق علیه‏السلام یافت
که فرمود: «ما آمَنَ بِالله‏ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِیٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فی حاجَةٍ لَمْ یضْحَکْ فی وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلی قَضائِها وَ اِنْ لَمْ یکُنْ عِنْدَهُ تَکَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَیرِهِ حَتّی یقْضِیها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَ صفْتُهُ فَلا وَلایةَ بَینَنا وَ بَینَهُ؛(۴) به خدا و محمد صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله و علی علیه‏السلام ایمان نیاورده است کسی که هنگامی که برادر دینی‏اش به خاطر حاجتی نزد او آید، با خوشرویی برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نیاز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک دیگری حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصیف کردم باشد، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود.»
به خدا و محمد صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله و علی علیه‏السلام ایمان نیاورده است کسی که هنگامی که برادر دینی‏اش به خاطر حاجتی نزد او آید، با خوشرویی برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نیاز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک دیگری حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصیف کردم باشد، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود.»
با این دیدگاه، کسانی نزد خدا دوست داشتنی‏تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامی به این هدف نزدیک‏تر باشند. این سخن قدسی را به یاد آوریم که: «اَلْخَلْقُ عِیالی فَأَحَبُّهُمْ اِلَیَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ اَسْعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ(۵)؛ مردم خانواده من هستند. پس محبوب‏ترین آنها نزد من، مهربان‏ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهای مردم است.»
اینک خدمت را در سیره و سخن حضرت جواد علیه السلام مرور می‏کنیم.
۱) بایدها و نبایدهای خدمت‏رسانی
ـ اخلاص
شرط پذیرش هر عملی، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار عیال الله‏ باشد و هر چه ناخالصی در عمل بیشتر باشد، درجه مطلوبیت آن هم پایین‏تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل،(۶) از دیدگاه امام جواد علیه‏السلام در تداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد. چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است، ولی عامل به آن بعد از عمل، آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می‏کند؛ لذا امام جواد علیه‏السلام فرمود: «اَلاْبْقاءُ عَلَی الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ(۷)؛ بقای بر عمل سخت‏تر از خود عمل است.» و آن‏گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه؟ فرمود: «یصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَینْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ یذْکُرُها و تُمْحی فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِیةً، ثُمَّ یذْکُرُها فَتُمْحی وَ تُکْتَبُ لَهُ رِیاءً(۸)؛ مردی هدیه‏ای می‏دهد و برای خدای یگانه بی‏شریک انفاقی می‏کند، پس برایش به عنوان «عمل پنهانی» نوشته می‏شود. سپس او کارش را یادآوری می‏کند، در این وقت عنوان قبلی محو می‏شود و «عمل آشکار» برایش نوشته می‏شود. آن مرد دوباره عملش را یادآوری می‏کند پس عنوان قبلی محو می‏شود و برایش "عمل ریایی" نوشته می‏شود.»
ـ پرهیز از اذیت
فرد خدمت‏رسان علاوه بر اخلاص، باید از هر نوع رفتاری که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد، پرهیز کند. همچنین باید به خاطر خدمت خود به یک مؤمن، به منت‏گذاری و یا اذیت دیگر مؤمنان هم نپردازد. حکایتی از امام جواد علیه‏السلام در این‏باره راهگشا است:
مردی نزد امام جواد علیه‏السلام آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر می‏رسید. امام از علت خوشحالی‏اش پرسید. او گفت: یابن رسول الله‏، از پدرت شنیدم که می‏فرمود: «شایسته‏ترین روز برای شادی بنده، روزی است که در آن انسان توفیق نیکی و انفاق به برادران مؤمنش یابد.» و امروز ده نفر از برادران دینی که فقیر و عیال‏وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و من هم به هر کدام چیزی دادم، برای همین هم مسرورم.
امام جواد علیه‏السلام به او فرمود: «لَعَمْری اِنَّکَ حَقیقٌ بِاَنْ تَسُرَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ اَحْبَطْتَهُ، اَوْ لَمْ تُحْبِطْهُ فیما بَعْدُ؛ به جانم سوگند! شایسته است مسرور باشی، اگر کار خود را بی‏اثر نساخته باشی و یا بعدا حبط و بی‏اثر نسازی.» او با شگفتی پرسید: با این که از شیعیان خالص شمایم، چگونه عمل نیک من پوچ می‏شود؟
از دیدگاه امام جواد علیه‏السلام در تداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد. چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است، ولی عامل به آن بعد از عمل، آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می‏کند؛ لذا امام جواد علیه‏السلام فرمود: بقای بر عمل سخت‏تر از خود عمل است.» و آن‏گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه؟ فرمود: مردی هدیه‏ای می‏دهد و برای خدای یگانه بی‏شریک انفاقی می‏کند، پس برایش به عنوان «عمل پنهانی» نوشته می‏شود. سپس او کارش را یادآوری می‏کند، در این وقت عنوان قبلی محو می‏شود و «عمل آشکار» برایش نوشته می‏شود. آن مرد دوباره عملش را یادآوری می‏کند پس عنوان قبلی محو می‏شود و برایش "عمل ریایی" نوشته می‏شود.»
فرمود: «با همین سخنی که گفتی، کارهای نیک و انفاق‌های خود را حبط کردی.» او توضیح خواست و امام فرمود: این آیه را بخوان «یا اَیها الَّذینَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَْذی»(۹)؛ «ای مؤمنان بخشش‌های خود را با منت و اذیت باطل نکنید.»
گفت: من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم! امام فرمود: «خدا فرموده: بخشش‌های خود را با منت و آزار باطل نسازید، نفرموده تنها منت و آزار بر آنان که می‏بخشید، بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگری. آیا به نظر تو آزار به آنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهی و یا آزار به ما؟»
مرد گفت: البته آزار به فرشتگان و شما. امام فرمود: تو فرشتگان و ما را آزردی و عمل خود را باطل کردی. مرد پرسید: چرا باطل کردم و شما را آزردم؟ فرمود: این که گفتی: «چگونه باطل نمودم با این که از شیعیان خالص شما هستم؟» وای بر تو! آیا می‏دانی شیعه خالص ما کیست؟ شیعه خالص ما «حزبیل» مؤمن آل فرعون و «حبیب نجار» صاحب یس و ... و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. تو خود را در صف این افراد برجسته قرار دادی و ما و فرشتگان را آزردی.
آن مرد بعد از اعتراف به تقصیر و استغفار، پرسید: پس چه بگویم؟ امام فرمود: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می‏دارم. او چنان گفت و امام جواد علیه‏السلام فرمود: «اَلاْنَ قَدْ عادَتْ اِلَیکَ مَثُوباتُ صَدَقاتِکَ وَ زالَ عَنْها الاِْحْباطُ؛(۱۰) الان پاداش‌های بخشش‌هایت به تو بازگشت و حبط و بی‏اثری از آنها زایل شد.»
ـ خدمت در حد توان
مردی خدمت امام جواد علیه‏السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردی‏ات به من کمک کن. امام فرمود: این‏قدر نمی‏توانم. گفت پس به اندازه جوانمردی خودم، کمک کن. فرمود: این را می‏توانم. ای غلام! صد دینار به او بده.(۱۱)
ـ نابودی نعمت
امام جواد علیه‏السلام می‏فرماید: «اِنَّ لِلّهِ عِبادا یخُصُّهُمْ بِالنِّعَمِ وَ یقِرُّها فیهِمْ ما بَذَلُوها فَإِذا مَنَعُوها نَزَعَها عَنْهُمْ وَ حَوَّلَها اِلی غَیرِهِمْ(۱۲)؛ خداوند بندگانی دارد که نعمت‌هایش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند و اگر خودداری کنند، از آنان می‏گیرد و به دیگران منتقل می‏کند.»
بر این اساس، امام جواد علیه‏السلام قرار گرفتن و تمرکز نعمت‌ها در دست برخی افراد را سنّت و خواسته‏ای الهی می‏داند که امری هدفمند است و هدف از آن هم، واگذاری به دیگران می‏باشد؛ لذا صاحبان مال و جاه و مقام و موقعیت باید آنچه را به دست می‏آورند، اولاً نعمت و سپرده الهی بدانند و ثانیا واگذاری و خدمت به مردم را وظیفه خود بدانند و ثالثا مطمئن باشند که در صورت ترک وظیفه، همان خدایی که این نعمت‌ها و امکانات را به آنان سپرده است، توان بازپس‏گیری و واگذاری آن را به افراد دیگر دارد.
امام جواد علیه‏السلام در حدیثی دیگر، به طبیعی بودن این وضعیت و سنت الهی بودن آن چنین اشاره می‏کند: «ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ الله‏ِ عَلی اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَیهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ یحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ(۱۳)؛ نعمت خدا بر کسی زیاد نمی‏شود، مگر این که نیاز مردم هم به او بیشتر می‏شود. پس کسی که این زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار می‏دهد.»
ـ مرز خدمت
خدمتگزاری نیز مانند هر رفتار اجتماعی دیگر مرزی دارد و طبعا باید به انسان‌هایی خدمت کرد که اهلیت خدمت را دارند، نه آن که با ارائه خدمت، در مسیر غیر الهی‏شان مستحکم‏تر شوند. برای همین، اهل‌بیت علیهم‏السلام هرگاه ارائه خدمت به منحرفان، عامل جذب و تألیف قلوب و هدایت آنان می‏شد، از هیچ نوع خدمت و حتی گذشت از توهین‌ها و ... دریغ نداشتند. و در کنار آن، هرگاه هم که تشخیص می‏دادند خدمت رسانی به یک شخص منحرف موجب تقویت و یا رسمیت وی می‏شود، از آن پرهیز می‏کردند. نمونه‏ای از رفتارهای امام جواد علیه‏السلام در این‏باره را می‏خوانیم:
* علی بن مهزیار می‏گوید: به امام جواد علیه‏السلام نوشتم: فدایت شوم! پشت سر کسی که قائل به جسمانیت خداست، نماز بخوانم؟ فرمود: «لا تُصَلُّوا خَلْفَهُمْ وَلا تُعْطُوهُمُ الزَّکاةَ وَابْرَؤُوا مِنْهُمْ بَرِئَ الله‏ُ مِنْهُمْ(۱۴)؛ پشت سرشان نماز نخوانید و چیزی از زکات به آنها ندهید و از آنان بیزاری بجویید که خدا از آنان بیزار است.»
امام جواد علیه‏السلام می‏فرمود: «ثَلاثٌ یبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه‏ِ: کَثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَةِ(۱۶)؛ سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می‏رساند: استغفار زیاد، فروتنی با مردم و زیاد صدقه دادن.»
۲) آثار خدمت‏رسانی
رضایت الهی:امام صادق علیه‏السلام می‏فرمود: «مسلمانی نیاز مسلمانی را برآورده نمی‏سازد، مگر این که خدای تبارک و تعالی به او می‏فرماید: ثواب کار تو با من است و به کمتر از بهشت برای تو راضی نمی‏شوم.»(۱۵)
امام جواد علیه‏السلام می‏فرمود: «ثَلاثٌ یبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه‏ِ: کَثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَةِ(۱۶)؛ سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می‏رساند: استغفار زیاد، فروتنی با مردم و زیاد صدقه دادن.»
ـ پاداش، مباهات و نام نیک
امام جواد علیه‏السلام می‏فرمود: «اَهْلُ الْمَعْرُوفِ اِلَی اصْطِناعِهِ اَحْوَجُ مِنْ اَهْلِ الْحاجَةِ اِلَیهِ، لاَِنَّ لَهُ اَجْرَهُ وَ فَخْرَهُ وَ ذِکْرَهُ، فَمَهْما اِصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ، فَاِنَّما یبْدَأُ فیهِ بِنَفْسِهِ فَلا یطْلُبَنَّ شُکْرَ ما صَنَعَ اِلی نَفْسِهِ مِنْ غَیرِهِ(۱۷)؛ اهل نیکوکاری، به کار خیرش بیشتر از نیازمندان به خیر، محتاج است؛ چون پاداش و مباهات و نام آن کار برای نیکوکار است. پس سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می‏رساند: استغفار زیاد، فروتنی با مردم و زیاد صدقه دادن.
مردی کار خوبی کرد، از خودش شروع کرده است؛ لذا تشکر بابت کارش را از دیگران نباید بخواهد.»
همانا کسانی که یتیمان آل محمد را سرپرستی کنند که از امامشان جدا شده‏اند، و در جهل خود سرگردان‏اند و در دست شیاطین‏شان و ناصبی‌هایی که دشمن ما هستند، اسیرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانی و قهر شیطان‌ها با بازگرداندن وسوسه‏هایشان و از قهر ناصبی‌ها با آوردن حجت‌های خدایشان و دلیل‌های ائمه خویش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترین موقع‌ها برتری داده می‏شوند؛ بیشتر از برتری آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجاب‌ها [بر آسمان] و برتری آنها بر این عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.»
ـ برتری بر عابد، نتیجه خدمت عقیدتی
عمل خدمت‏رسانی ارزشی عمومی دارد؛ اما برخی از خدمات، و از جمله خدمت فرهنگی و نجات دادن کسانی که در معرض گمراهی و انحراف فکری قرار دارند، ارزش افزون‏تری دارد. امام جواد علیه‏السلام ارزش شگفت‏آوری را برای خدمت به ایتام آل محمد یادآور می‏شود و می‏فرماید:
«اِنَّ مَنْ تَکَفَّلَ بِأَیتامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعینَ عَنْ اِمامِهِمْ، الَمُتَحَیرینَ فی جَهْلِهِمْ، اَلأَْسْراءِ فی اَیدی شَیاطینِهِمْ وَ فی اَیدِی النَّواصِبِ مِنْ اَعْدائِنا فَاسْتَنْقَذَهُمْ مِنْهُمْ وَأَخْرَجَهُمْ مِنْ حَیرَتِهِمْ وَ قَهْرِ الشَّیاطینَ بِرَدِّ وَساوِسِهِمْ وَ قَهْرِ النّاصِبینَ بِحُجَجِ رَبِّهِمْ وَ دَلیلِ اَئِمَّتِهِمْ، لَیفَضَّلُونَ عِنْدَ الله‏ِ تَعالی عَلَی الْعابِدِ بِاَفْضَلِ الْمَواقِعِ بِاَکْثَرَ مِنْ فَضْلِ السَّماءِ عَلَی الاَْرْضِ وَالْعَرْشِ وَالْکُرْسِیِّ وَالْحُجُبِ [عَلَی السَّماءِ] وَ فَضْلُهُمْ عَلی هذا الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْرِ عَلی اَخْفی کَوْکَبٍ فِی السَّماءِ(۱۸)؛ همانا کسانی که یتیمان آل محمد را سرپرستی کنند که از امامشان جدا شده‏اند، و در جهل خود سرگردان‏اند و در دست شیاطین‏شان و ناصبی‌هایی که دشمن ما هستند، اسیرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانی و قهر شیطان‌ها با بازگرداندن وسوسه‏هایشان و از قهر ناصبی‌ها با آوردن حجت‌های خدایشان و دلیل‌های ائمه خویش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترین موقع‌ها برتری داده می‏شوند؛ بیشتر از برتری آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجاب‌ها [بر آسمان] و برتری آنها بر این عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.»
● از فرهنگ منت گذاری تا فرهنگ خدمت گذاری به قلم محمدعلی وکیلی
هفته اول شهریور ماه که مصادف با شهادت شهیدان رجایی و با هنر است به نام هفته دولت نامگذاری شده است، در این هفته مجموعه دولت با نگاهی به ساز و کارهای خود به شناسایی راه های بهینه سازی رفتار سازمانی خود می پردازند و با تعیین مدیران و کارکنان نمونه و تقویت انگیزه ها برای کار بهتر براساس وجدان کاری بدنه عملکردی خود را تقویت می کنند.از سوی دیگر این هفته تجلیل از شهدایی است که در اوج اقتدار سیاسی و اقبال اجتماعی، صفات بارز انسانی خود شامل تواضع، عشق به مردم و کار و خدمت برای آنان، پرهیز از فرادستی و نخوت و کسوت خدمت گذاری را از دست ندادند و لحظه لحظه عمر نه چندان طولانی ولی عریض خود را در راه اسلام و انقلاب به زیباترین وجه به کار گرفته و مورد استفاده قرار دادند در اینجا فرصت را غنیمت شمرده و به صورت مختصر آسیب شناسی رفتار نظام اداری در ارتباط با ارباب رجوع را ارائه می کنم بی شک اعتلای مدیریت در نظام اداری و ارتقا» منزلت اجتماعی کارکنان دولت، اصلاح نگرش مردم نسبت به خدمات این قشر شریف و زحمت کش، ترویج فرهنگ خدمت و خدمات شخصیت های راستین، شهیدان رجایی و باهنر به عنوان الگوهای مناسب خدمت به جامعه، ایجاد روحیه امید، تلاش و نشاط و تشویق مردم به مشارکت در امور و نمایش توان حکومت در اداره مطلوب جامعه از اهداف بزرگذاشت هفته دولت است.هفته دولت، فرصتی است تا لختی تامل کنیم و به آنچه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده نظر افکنیم.به نظر می رسد نظام اداری تا رسیدن به نقطه مطلوب در رعایت حقوق ارباب رجوع فاصله بسیاری دارد.بزرگ ترین مشکل نظام اداری در کشور ما که متاثر از وضعیت جامعه است، حاکمیت نداشتن یک فرهنگ صحیح میان مدیران، کارکنان و ارباب رجوع است نمونه های بسیاری از رفتارهای غیرمنطقی و نامعقول در سطح ادارات با ارباب رجوع قابل ذکر است به عنوان نمونه شخصی برای امضای پرونده ای وارد یک اداره می شود منشی رئیس می گوید: آقای رئیس تشریف ندارند، جلسه هستند، ماموریت هستند، کاری فوق العاده پیش آمده و هزار دلیل که به حال ارباب رجوع فرق نمی کند چون کار او انجام نمی شود.در اینجا حاضر نبودن فرد انجام دهنده کار در مواقع اداری و مراجعه ارباب رجوع نوعی تخلف از مقررات و قوانین به حساب می آید. باید اذعان داشت که در یک نظام متحول، متوازن و سالم نباید مدیران یا افراد مسئول انجام کار در ساعات اداری و زمانی که ارباب رجوع برای انجام کار به محل وظیفه مراجعه می کنند در محل خود حاضر نباشند.چه در این صورت هر فرد مراجعه کننده دچار خسارت و ضرر (اتلاف وقت و هزینه رفت و آمد) می شود چنین مشکلاتی را می توان با اتخاذ تدابیر درست اداری نظیر تفویض اختیار به مدیران پایین تر حل کرد از سویی دیگر بسیاری از مدیران به دلیل عدم آشنایی کافی با اصل تفویض اختیار و نداشتن اطلاع از آثار ارزشمند آن، از اعطای اختیار به مدیران پایین تر امتناع می کنند و ترجیح می دهند به جای آنکه به وظایف اصلی مدیریتی که همانا تنظیم اهداف و خط مشی ها، توسعه سیاست ها، سنجش و ارزیابی نتایج عملکردها و نظارت بر صحت انجام امور است، خود به یک ماشین امضا» تبدیل شده اند و وقت زیادی از زمان حضور خود در اداره را به بررسی مسایلی اختصاص می دهند که دیگران هم توانایی انجام آن را دارند.و در نهایت هم بازدهی عملکرد سازمان کاهش می یابد و هم حقوق ارباب رجوع در نتیجه وقت کم مدیر ضایع می شود و هر روز بر دامنه عدم رضایت ارباب رجوع افزوده می شود.و در این بین هم آن کس که در تیررس عصبانیت بحق ارباب رجوع می باشد کارمندان جز» و فاقد اختیار می باشند و در بسیاری موارد مورد هجمه و ارباب رجوع قرار می گیرند.اما نظام کارمندی ما نیز آفت ها و آسیب های خودش را هم دارد.بدنه کارمندی کشور را جوانانی تشکیل می دهند که فارغ التحصیلان نظام آموزش متوسطه و عالی هستند که فاقد هر گونه فن، حرفه و هنری می باشند و اکثریت به دلیل نداشتن بضاعت و حرفه به شغل کارمندی روی آورده اند.راحت طلبی، فقدان خطر پذیری در نزد جوانان و غالب مردم، ساختار ناسامان اقتصاد که تولید را پر هزینه و مصرف و خدمات را کم هزینه می سازد، انحصار فرصت ها در دستان شمار بسیار بسیار اندکی از افراد جامعه، رویکرد صرفا تئوری و نظری در نظام آموزشی سبب شده است تا فردی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شود و یا مدرسه را به اتمام می رساند راهی جز شاغل دولتی و کار کارمندی نداشته باشد.کاری که به دلیل سیستم مدیریتی، قربانگاه خلاقیت و نوآوری های فردی می شود و او را به ماشین بدل می سازد و تنها و تنها در ابتدای صبح، ساعت ورود را ثبت می کند و هشت ساعت کار موظف اداری را بی هیچ انگیزه یا علاقه ای به انجام می رساند.و یکی از دلایلی که این روند را قوت می بخشد این حس در کارمند است که ابتکار عمل و یا بازده کاری وی هیچ گاه از سوی مدیران دیده نمی شود و در کشور ما کار برای فرد تعریف نمی شود بلکه این فرد است که برای کار تعریف می شود به عبارت دیگر بسیاری از افراد در زمینه هایی کار می کنند که تخصص و توانایی های لازم را ندارند و این خود مقدمه عدم رضایت فرد از کار و موجب بازده اندک آن می شود.اینجاست که نباید تمام تقصیر بی توجهی و رفتار سرد کارمندان با ارباب رجوع را بر عهده کارمندان گذاشت بلکه بخشی از رفتار ناشایستی که با ارباب رجوع می شود ناشی از عدم رضایت کارمند و فشارهای ناشی از آن است.به هر حال برغم وجود طرح تکریم ارباب رجوع، مطالعه رفتار سازمان ها و شرکت ها با ارباب رجوع نشان می دهد که فاصله زیادی با مشتری مداری و منشور اخلاقی وجود دارد و حقوق شهروندی در پیچ و خم ادارات شکسته می شود و حرمت و کرامت مراجعه کنندگان به ادارات و سازمان ها نادیده شمرده می شود و اگر کاری مطابق وظیفه هم انجام می گیرد با منت همراه است این در حالی است که هم آموزه های دینی و هم سیره بزرگانی چون شهیدرجایی و باهنر تبدیل فرهنگ منت گذاری به فرهنگ خدمت رسانی بوده است.و انتظار است طرح تحول اداری به هدف اصلاح رفتار سازمان ها با ارباب رجوع و تکریم آنها در دستور کار دولت و مجلس قرار گیرد و هفته دولت به هفته تکریم ارباب رجوع تبدیل شود.
▪ نقش مسجد در خدمت
همچنان که پیش از این بنیانگزار فقید جمهوری اسلامی ایران ،حضرت امام خمینی (رض)فرمودند:
«اگربه من خدمتگزار بگویند بهتر از این است که رهبر بگویند»
از محتوای کلام آن امام راحل (ره)ونیز بیانات ارزشمند مقام معظم رهبری چنین استنباط می شود که ارزش وجایگاه خدمت به جامعه از رهبریت آن جامعه مهمتر است .خدمت به مردم وظیفه ای سنگین وبزرگ که بر عهده همه افراد است ودر انجام این کار ،رئیس،مرئوس،وکیل،موکل و...تفاوتی با هم ندارند وخدمت به مردم جزیی از عبادت به شمار می رود.
بی تردید تخطی از این اصول وسیاستهای اولیه نظام به هیچ عنوان جایز نبوده بلکه گناهی بزرگ ونابخشودنی می باشد.
«از گناهان بزرگ ونابخشودنی،مسامحه در امر مسلمین است.هر کس به مقدار توانش وحیطه نفوذش،لازم است در خدمت اسلام ومیهن باشد»در بحث خدمت به مردم باید گفت،فراتر از خود خدمتگزاری نیت وهدفی است که در این موضوع دخیل است واین مطالب بسیار حائز اهمیت می باشد.خدمت به مردم باید به گونه ای باشد که جنبه منت گزاری نداشته باشد،بلکه ازروی اخلاص وتنهابرای رضای حقتعالی صورت گیرد،چراکه خشنودی مردم ازرفع یک مشکل،موجب خشنودی حقتعالی خواهدگردید.چنانکه دراین رابط حضرت علی(ع)می فرمایند.
برطرف کردن نیازهای مردم پایدارنیست مگربه سه چیز:
۱) کوچک شمردن خدمت،تاخداآن رابزرگ نماید.
۲)پنهان داشتن آن،تاخداآن راآشکارنماید.
۳) شتاب دربرآوردن نیاز،تابرای متقاضی مسرت بخش باشد.
دراین راستاشایسته وبایسته بودکه بیش ازاین شاهدتحقق عینی منویات مقام معظم رهبری باشیم.البته حرکت بسیارارزشمندی که ازسوی ریاست محترم قوه قضائیه آغازشده است،رابایدبه فال نیک گرفت چراکه این حرکت فراترازشعارگرایی به مرحله عملی واجرایی رسیده استواین همان چیزی است که جامعه امروزمابیش ازپیش نیازمندآن می باشد.امیداست داین روش پسندیده،اگرچه دیرشروع شده است به طورسیستماتیک به سایربدنه های بخشی وسازمانی دستگاه قضایی ونیز تمامی دستگاههای اجرایی درسطح کشور،استانها،شهرستانهاشهرهاحتی بخشهاوروستاهاتسری یابد،خصوصادربین دستگاههایی که بیشترین ارتباط کاری وخدمت رسانی رابه مردم عهده دارهستند.
نقش مساجد درنهضت خدمت رسانی
آنچه در این میان اهمیت دارد،نشست حضوری ورودروباعموم مردم می باشد که اگر این نشستهادرمکان مقدسی چون مسجدصورت گیرد،بسیاربجاوزیباترخوهدبود.آنچنانکه سیره نبوی وزندگی ائمه اطهار(ع)گواهی می دهد،این بزرگواران عمتداباحضوردرمساجدبه مشکلات وگرفتاریهایمردم رسیدگی می کردند.این حضوربایدکاملابی تکلف درفضایی صمیمانه ودوستانه صورت بگیرد،تامردم بتوانندآزادانه وبدون هیچ دل نگرانی مسائل ومشکلات خودرابامسئولان درمیان بگذارند .همچنانکه حضورمردم درمسجدنیزبه طورغیرمستقیم دارای مزیت وفایده است که زمینه انس بامسجدوحضوردرآن جهت انجام سایرعبادات الهی،فراهم گردد.به عبارت دیگرفوائدومزایای حضور مردم درمسجدبه طورخلاسه عبارتنداز:
۱)افزایش انس مردم بامسجد
۲)به وجودآمدن خاطره خوش ازحضوردرمسجدی که مشکل آنان درآن حل شده است.
۳)داشتن ثواب اخروی به خاطرحضورآنان دراین مکان مقدس وبارمعنوی که دربردارد.
۴) ترویج فرهنگ اسلامی درمیان مردم
حضرت امیرالمومنین(ع)درعهدنامه مشهورخود،خطاب به مالک اشتر،اهمیت نشست بامردم ئرسیدگی حضوری به مشکلاتشان رااینگونه خاطرنشان ساخته است:
«ای مالک! از وقت ونیروی خود سهمی رابرای رسیدگی به شکایت داد خواهان قرار بدهفبرای آنان(بصورت هفتگی یا ماهانه) یک روز عمومی در نظر بگیر که مردم شخصا بتوانند در کنارت بنشینندوبا تو درد دل کنند».
حضرت در ادامه می فرمایند«درچنین نشست عمومی دربرابرخدایی که توراخلق کرده فروتن باش،دست سربازان،ماموران،نگهبانان وگاردمخصوص خودرادرچنین روزی ازسرمردم کوتاه کن تاسخنگوی مردم بدون وحشت بتوانندحرف خودرابزنند».دراین باره ازرسول خدا(ص)شنیدم که فرمودند:
«سرنگون بادملتی که باسراحت وبدون اضطراب حق ضعیف درمیان آنان اززورمندگرفته نمی شود».
آنچه دراین بحث بیشترمدنظرمامی باشدولازم است توسط مسئولان اجرایی وقضایی کشورمطمح نظرقرارگیرد،قراردادن مسجدبه عنوان جایگاه ��محورومرکزخدمات رسانی به مردم ازحیث مواردمشروحه ذیل می باشد:
الف) خدمت به مسجدبه عنوان یک مکان وبرترین جایگاه خدمات رسانی به مردم
افزایش وتوسعه امکانات وفضاهای عمومی که مردم باآنارتباط مستقیم داشته باشند،ازوظایف دستگاههای اجرایی کشورمی باشد.فضاهایی چون دانشگاهها،مدارس،پایانه های مسافربری،کتابخانه ها،بوستانها،فرهنگسراهاومساجد
و.....
دراین میان مسجدبه جهت برخورداری ازشان ومنزلت والادرمیان عامه مردم بیش ازسایرمراکزمستحق خدمت وکمک می باشد،چرا که خدمت به مسجد بالاترین وبزرگترین خدمتها محسوب می گردد.
رسول گرامی اسلام(ص)می فرمایند :
«المساجد لانها بیوت ا... فی الارض» «مساجد خانه های خدادر روی زمین می باشد».
با فضلیت ترین خدمت از نظر بعد مکانی وفیزیکی خدمت به توسعه و تجهیزمساجد است.مساجد محل برگزاری هما یش معنوی طی چند مرحلهدرشبا نه روز است (اقا مه نما زهای یو میه) که با حضورگسترده احاد و اقشارمسلمان جامعه صورت می گیرد.هر چه این مکان مقد س از نظر امادگی و پذیرش ،ازنظر گرمایش و نظافت و زیبایی و امکانات بهداشتی و...غنی تروقوی ترباشد،خدمت رسانی به جامعه نیزدرآن بهترصورت می گیردوتلاش دراین راستا،خودنوعی خدمت رسانی به مردم مسلمان به شمارمیآید.خدمت به مسجدواهالی آن نتنهادرحدوظیفه دستگاههای اجرایی کشورمی باشد،که این خدمت رسانی بنابه سفارش مقام معظم رهبری «خدمت به مسجدکای مردمی وهمگانی شمرده شود»
بایدتوسط همگان واحادجامعه هرکس به فراخورحال وشان خویش دراین نهضت بزرگ شرکت فعال نماید.
ب) به روزکردن کارکردهای مساجدمطابق مقتضیات زمان
بانگاهی گذرابه تاریخ ازصدراسلام تاکنون درمی یابیم که مسجدازآغازپیدایش تاکنون به عنوان مرکزثقل رسالت پیامبر،منشاتحویلات وخدمات وپایگاهی برای ابلاغ پیامهای الهی وروحی وبسط رسالت به شمارمی رفته است.مسجدمرکزسازماندهی وبرنامه ریزی امورمسلمین بوده است وپیامبرگرامی اسلام نیزبسیاری ازدستورات الهی ومشورتهای اجتماعی،نحوه اداره حکومت وسیاستهای جنگی ،بسترسازی فرهنگی،احکام واعمال عبادیرادرمسجدانجام می داده ودرکناراعمال وانجام فرایض دینی،مساجدبه عنوان کانون فعالیتهای فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی،قضایی وآموزشی محسوب می شده است.درطول تاریخ نیزنه تنهاازکارکردهای مسجدکاسته نشده بلکه به فراخورزمان ومکان برتعدادکارکردهای آن نیزافزوده شده ومساجدبیش ازپیش به نقش آفرینی وتحول درسطوح جامعه پرداخته است. اگرچه کارکردهیچگاه ازآنجدانشده است،اماکارکردهای فرعی ومقطعی مسجدنیزدارای ویژگی هایی است که این ویژگیهاباعث تقویت این کارکردهادرمسجدشده است.ویژگی اصلی این کارکردهادرنوع رویکردمومنان نسبت به فعالیت های موجوددرآن نهفته است،چراکه مسجدیان ازباب آن که مومننددرمقاطعی خاص انجام چنین اموری رابرای خودواجب دیده ووظیفه خودپنداشته اندواین قبیل امورکه موردتوجه مومنان وباانگیزه های ایمانی ودینی است،چیزی نیست جزامورقربی ،که مومنان دراقدام آن تقرب به درگاه الهی وتحصیل رضایت بارگاه ربوبی رادرنظردارند.آمادگی مسجدبرای پذیرش مسئولیت هاوکارکردهای جدیدمتناسب باضروریات ونیازها،تنهابه مسجدبه عنوان یک مکان بازنمی گرددبلکه بیشتربه مسجدیانی برمی گرددکه آمادگی خودراهمیشه حفظ می کنندتاباقصدخدمت وتقرب الهی دررفع نیازهاوحل معضل های اصلی اجتماعی نقش پذیربوده ومشارکت نمایند.امروزه تنوع پذیری درکارکردهاوسهم پذیری درمسئولیت هابرای رفع نیازهای ضروری جامعه درمسجد،نه تنهابه قوت خودباقی است بلکه باتشکیل حکومت اسلامی وتقویت انگیزه هاوازطرفی ازدیاد مشارکت جویان وداوطلبان موقعیت بهتری رابرای خود فراهم نموده است.یکی ازویژگیهای مسجددرهردوره ای نقش پذیری آن باتوجه به شرایط موجوددرآن دوره است وکارکردها ونقش پذیری باتوجه به تحولات روز جامعه افزایش یاکاهش داشته است.مساله مهم این موضوع است مه مابتوانیم باتوجه به شرایط روز جامعه این نقش پذیری وکارکردهارابامساجد فوق داده ورابط تعاملی با آنرابرقرارکنیم.وقتی دریک نظام دینی ولی امرآن،دستوری رابه عنوان منشوری مدون برای همه بیان فرمودند،همگان موظفندبا ارائه راهکارهای عملی واجرایی این دستور،بیش ازپیش درامرخدمت رسانی قدم بردارند.درگام نخست لازم است مکانی راجهت اجرای این برنامه انتخاب نمایندکه درمیان مردم دارای منزلت وقداست باشد.درصورت انتخاب مسجدبه عنوان جایگاه بسترخدمت رسانی ضمن به روزکردن فعالیتهای جاری وتوجه جدی به مقتضیات زمان ،می توان زمینه افزایش وبازآفرینی کارکردهای مسجدرادراین مقطع فراهم ساخت.
ج) مسجدبسترخدمت رسانی
بانگاهی به فعالیت هایی که درسطح مسجدازآغازتاکنون انجام گرفته،درمی یابیم که مسجدمحوربسیاری ازفعالیتهابوده است واین موضوع به دلیل بیان اهمیت ونشان دادن جایگاه شامخ مسجد درمیان مسلمانان بوده است.پیامبر(ص)مسجدرا،نه تنهابه عنوان یک پدیده جغرافیایی ومکانی خاص نمی گریست،بلکه اندیشه ای بسیارفراتروبالاترازدیدگاه صرفامکانی نسبت به آن نداشت.
مسجدازصدراسلام تاکنون ،محل رفع مشکلات فردی واجتماعی بوده است واززمانهای گذشته،افرادضعیف وکسانی که به نوعی مشکلات شخصی واجتماعی داشتند،به این مکان مقدس مراجعه نموده وعموما مشکلاتشان نیز درهمانجا توسط متصدیان امر،حل می شد.درسیره حضرت رسول اکرم(ص)می بینیم که مومنان برای رفع نیازشان به حضرت روی می آوردند نیزبابذل توجه ومساعدتهای لازم،نیازهای آنان راتاحدامکان برطرف می نمود.بدین ترتیب مسجدبه عنوان مکانی که می توانست محل ارتباط مستقیم مسئولان ومردم باشد،مطرح بود.حتی گروهی ازمستمندان مسلمان نیزکمک های مالی پیامبر(ص)ودیگرمسلمانان بهره مندمی شدند.این گروه که نزدیک به ۴۰۰نفرازاصحاب پیامبر(ص)بودند،(اصحاب صفه)نامیده می شدند،که به دستورآن حضرت دربخش های مسقف مسجداسکان یافته بودند.«زرکشی»دررساله خودپیرامون قوانین ومقررات مساجدبه طورضمنی می گویدکه دربسیاری ازمساجدفعالیتهایی ازقبیل کاشت درخت،حفرچاه واحداث دستشویی انجام می شد.»«کوبان»می نویسدآشپزخانه ونانوایی نیزجزوتهسیلاتی بودکه دردسترس خادمان مساجد،طلاب علم،مسافران ومستمندانساکن مسجد،قرارمی گرفت.علاوه برتهسیلات ضروری،همواره درمساجدخدماتی ارائه می شدکه موجب آسایش ساکنان مساجد می گردید.«مقریزی»درنوشته ای پیرامون مسجدالازهرمی نویسدکه بودجه سالانه مسجدصرف خریدقالی ،جارو،سوخت برای روشنایی،عطر،ادویه،بخورات،طناب،شمع،منبع آب وچیزهایی دیگرمی شد.
▪ خلأ آموزش کاربردی معلمان گریبان دانش آموزان را می‌گیرد
در شرایطی که دانش آموزان برای یافتن پاسخ پرسش های بی پایان خود به انبوهی از رسانه های متناسب و نامتناسب دسترسی دارند، در دوره های ضمن خدمت معلمان در نظام آموزشی ما به بازآموزی فقط در زمان تغییرات کتاب های درسی اکتفا شده است و برخی از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت معتقدند معلمان در کلاس های ضمن خدمت به واسطه مؤلفه های متعددی از جمله انتخاب نادرست مدرسان، انگیزه چندانی برای آموختن و به کارگیری آموخته هایشان به منظور پاسخ به نیازهای دانش آموزان ندارند.
در شرایطی که دانش آموزان برای یافتن پاسخ پرسش های بی پایان خود به انبوهی از رسانه های متناسب و نامتناسب دسترسی دارند، در دوره های ضمن خدمت معلمان در نظام آموزشی ما به بازآموزی فقط در زمان تغییرات کتاب های درسی اکتفا شده است و برخی از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت معتقدند معلمان در کلاس های ضمن خدمت به واسطه مؤلفه های متعددی از جمله انتخاب نادرست مدرسان، انگیزه چندانی برای آموختن و به کارگیری آموخته هایشان به منظور پاسخ به نیازهای دانش آموزان ندارند. این امر یکی از عواملی است که موجب می شود دانش آموزان برای گرفتن پاسخ سؤال های بسیارشان از یک سو و بارورشدن خلاقیت هایشان از سویی دیگر، بیش از مدارس و معلمان، سراغ مراکز دیگری بروند.
همه اینها در شرایطی رقم می خورد که نیازسنجی هایی در این باره صورت نگرفته، برنامه ریزی های دقیق و منسجمی در این باره ارائه نشده و پژوهشی نیز درباره کارکرد و میزان بازدهی دوره های ضمن خدمت انجام نشده است.
● برای تربیت معلم های حرفه ای، آموزش های عمیق تری نیاز است
دکتر «بهرام محمدیان» رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش درپاسخ به این که آیا نیازسنجی و پژوهشی درباره آموزش های ضمن خدمت انجام گرفته است، به «ایران» می گوید: «بخشی از نیروهای انسانی آموزش و پرورش را فارغ التحصیلان مراکز تربیت معلم تشکیل می دهند که پیش نیازهای آموزشی و مقدمات کار معلمی را فرا گرفته اند. بخش دیگری از آنها که از مراکزی غیر از مراکز تربیت معلم فارغ التحصیل شده اند مهارت های اولیه را در دوره های کوتاه مدت فرا می گیرند، اما کفایت لازم را به این وسیله به دست نمی آورند، بلکه با آزمون و خطا آن را فرامی گیرند.
برهمین اساس برای تربیت معلم های حرفه ای به عمق بخشیدن آموزش ها نیاز داریم که لازمه آن، فعال شدن دانشگاه های تربیت معلم است. ضمن آن که معلمی یک حرفه تخصصی است و صرف داشتن علم برای این کار کفایت نمی کند.»
وی معتقد است: «فرهنگیان شاغل نیز باید با توجه به پیشرفت و تغییرات در فرآیند آموزش، به روز باشند، هر چند برگزاری دوره های ضمن خدمت با مشکلاتی از قبیل کمبود اعتبار و میزان ساعات ناکافی روبه روست.
این آموزش ها نیازمند تحول جدی هستند. برگزاری دوره های مجازی و نیمه حضوری و ارسال بسته های آموزشی می تواند از روش های دیگری باشد که در این تحول اثرگذارند و باید مورد توجه جدی قرار گیرند.
● نبود معیار و ضابطه برای سنجش میزان کاربردی بودن آموزش ها
دکتر «علیرضا شریفی» عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش، درباره یافته های پژوهشی انجام گرفته در زمینه کاربردی بودن دوره های ضمن خدمت می گوید: «به طور کلی هر سازمان و دستگاهی به خاطر حفظ کارایی خود باید نیروی انسانی خود را به طور مرتب و برنامه ریزی شده آموزش دهد و آنها را با آخرین یافته های علمی و کاربردی آشنا کند. آموزش و پرورش نیز از این قاعده مستثنی نیست، ضمن آن که تحقیقات نشان می دهد مجموعه تولیدات و دستاوردهای بشری در رشته های غیرعلوم پزشکی در طول سه تا پنج سال، به دو برابر افزایش می یابد. به این ترتیب کسی که امروز از یک دانشگاه سطح بالا با آگاهی از آخرین یافته های علمی در رشته خود فارغ التحصیل می شود، اگر خود را به روز نکند، تا پنج سال آینده آگاهی او از رشته خود به نصف میزان یافته های علمی تقلیل خواهد یافت، درباره معلمان هم همین طور است.
البته هر معلمی باید به دو نوع دانش دست یابد؛ یعنی هم به دانش های مشترک در حوزه تعلیم و تربیت مثل نحوه ارزشیابی، روان شناسی و تربیت و هم به دانش های تخصصی مورد نیاز در رشته خود تسلط داشته باشد. بنابراین برگزارکنندگان ��وره های ضمن خدمت باید این موارد را مد نظر قرار دهند، ضمن آن که کیفیت کلاس های ضمن خدمت هم اهمیت دارد. البته باید گفت آموزش ها می تواند غیرمتمرکز هم باشد، به نحوی که آموزش و پرورش به قدری توانمند باشد که با ارسال مجلات تخصصی معلمان را با آخرین یافته ها آشنا کند، ضمن آن که ایجاد عوامل انگیزشی اقتصادی و ارتقای شغلی هم می تواند معلمان را برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ترغیب کندوی معتقد است: «
آموزش و پرورش هیچ معیار و ضابطه ای برای اندازه گیری میزان کاربردی بودن آموزش های ضمن خدمت ندارد، البته پژوهش های محدودی به صورت موردی در این باره انجام شده است که نشان می دهد بخش زیادی از آموزش ها، محتوای مورد نیاز معلم و جذابیت های لازم را ندارد. البته در مواقعی هم سیستم توانایی و ظرفیت کاربردی کردن را ندارد، برای مثال کثرت دانش آموزان در کلاس، نبود امکانات مخصوص و منطبق نبودن محتوای کتب درسی با آموزش های ضمن خدمت، از جمله این کاستی ها ست. وجود ارزشیابی های متکی به روش های سنتی نیز انگیزه معلم را برای به کارگیری شیوه های نوین در کلاس از او سلب می کند، البته غفلت از استفاده از فضاهای مجازی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. برای کاربردی کردن آموزش های ضمن خدمت نیز هماهنگی همه اجزای نظام آموزشی مورد نیاز است.»
● معیارهای غلط برای انتخاب مدرسان
«مصطفی طباطبایی» استاد دانشگاه و مدرس دوره های ضمن خدمت برای معلمان می گوید: «اگر آموزش های ضمن خدمت مطابق تغییرات کتب درسی برگزار شود، مفید خواهد بود. اما در شرایطی که به طور میانگین ۱۵ سال طول می کشد تا کتاب ها تغییر پیدا کند (در برخی مواقع زمان ۴۰ سال هم برای تغییر یک کتاب دیده می شود) چندان اثرگذار نیست، البته در پاره ای مواقع هم دیده می شود که مدرسان دوره های ضمن خدمت با کتاب های تغییر یافته آشنا نیستند. نبود امکانات کافی نیز از دیگر معضلات این آموزش هاست. به طور کلی هم اکنون برگزاری کلاس ها هم برای معلمان و هم برای مدرسان صرفاً به خاطر کسب امتیاز است.
وی می افزاید: «بیش از ۵۰ درصد مدرسان، آموزش هایی را که فرامی گیرند به درستی ارائه نمی دهند، ضمن آن که برخی از آنها تخصص لازم را هم ندارند و فقط به خاطر پرکردن ساعات موظف خود و راحت بودن نحوه اداره کلاس بزرگترها به سمت این آموزش ها می روند. البته وجود برخی معیارها برای انتخاب مدرسان هم ناصحیح است، برای مثال معیار داشتن مدرک کارشناسی ارشد موجب شده کسانی هم که دوره های تربیت معلم و به تبع آن روش عملی و تئوری را نگذرانده اند، بدون انگیزه وارد کلاس ها شوند. همین امر موجب می شود در معلمان هم انگیزه ای ایجاد نشود و به واسطه آن چیزی هم عاید بچه های کلاس نخواهد شد.»
مدرس دوره های ضمن خدمت توضیح می دهد: «ضعف عمده دیگری هم که در این آموزش ها به چشم می خورد، نبود برنامه خاص در آنهاست و این آموزش ها منحصر به تغییر کتاب های درسی شده است. البته برای بازآموزی معلمان می توان راهکارهای دیگری نیز به کار گرفت، برای مثال اگر امتیازی که به حضور در کلاس های ضمن خدمت داده می شود به پژوهش ها و مقالات معلمان نیز داده شود، خلأ نبود آموزش های صحیح تاحدی جبران می شود.
● سؤال های بی پاسخ
گفت وگو با یکی از مسئولان دفتر آموزش ارتقای مهارتهای حرفه ای و تربیت معلم (متولی برگزاری دوره های ضمن خدمت) درباره میزان کارآمدی آموزش های ضمن خدمت، می توانست نکاتی را در این زمینه روشن کند اما تلاش های ما برای انجام چنین گفت وگویی به نتیجه نرسید و سؤالات ما هم از آنان بی پاسخ ماند.
● معنای یک دانش آموز
یکشنبه پانزدهم دیماه سال ۱۳۸۷
اگر بخواهیم کلمه دانش آموز را از نظردستوری توصیف کنیم باید گفت که ترکیبی از یک اسم
( دانش ) و یک بن مضارع (آموز) است که باعث ایجاد یک فاعل به نام دانش آموز می شود . همان طور که از این ترکیب پیداست ، دانش آموز کسی است که برای آموختن و بدست آوردن دانش سعی و تلاش می کند و هدف اصلی یک دانش آموز؛ در حقیقت ، بالا بردن سطح علمی و کاربردی کردن دانشش در امور روزمره و هم چنین امور تخصصی است.
دانش آموزانی که در دوره ابتدایی به کسب دانش مشغول می شوند ،در واقع پایه ای را برای خودآماده می سازند تا به وسیله ی آن علوم گسترده دوره های بعد را پشت سر بگذارند.دوره راهنمایی دوره ای برای آشنایی با راز و رموز علمی است که دانش آموزان آن را در قالب کتاب های درسی فرا می گیرند و از حالت های دوره قبل ، خود را جدا می کنند و استقلال بیشتری پیدا می کنند.در دوره دبیرستان خود را برای جهت گیری و انتخاب رشته تحصیلی ای که به آن علاقه دارند آماده می کنند.
در طول تمامی این سال های آموزشی ویژگی ها و علوم بسیاری را فرا می گیرند و می توانند در دوره دانش آموزی خود کارهای بسیاری را برای تثبیت علم خود انجام دهند.
اما دانش آموزان چه می توانند بکنند؟ چگونه می توانند علمی را که بدست آورده اند به صورت کاربردی عملی سازند و از آن برای آرامش و گسترش علم و دانش استفاده نمایند؟
قبل از اینکه هر دانش آموزی بخواهد این سؤال را پاسخ دهد، باید در طول دوران آموزش خودش ویژگی ها و انگیزه هایی را برای خود ایجاد کند که چندی از آن ها عبارت اند از:
۱) روحیه منسجم و نیرومند برای مقابله با مشکلات و سختی ها
۲) بهره گیری از خلاقیت ها و ابتکارات فردی خود در مطالعه و امور روز مره
۳)مشورت با افراد نوآور و خلاق در زمینه های علمی
۴) مشورت با افرادی که تجربه کافی دارند و بحث وگفتگو با آن ها در مورد برنامه هایی که دانش آموز درصدد عملی ساختن آن ها است.
۵) داشتن انگیزه کافی برای کار و تلاش
یک دانش آموز علاوه براینها باید قدرت کافی برای رویارویی با شکست را داشته باشد و بداند که هر شکستی قدمی برای پیروزی است.
یک دانش آموز می تواند عادت های اشتباه اجتماعی را بر طرف کند. او این امر را از خانواده خویش و خودش شروع می کند و با توجه به مطالعات و پژوهش هایش می تواند عادت های غلط را در خود و سپس در خانواده اش از بین ببرد . دانش آموز می تواند در مدرسه نیز کارآمد باشد.بدست آوردن رأی کافی برای فعالیت در شورای دانش آموزی مدرسه محل خوبی برای دادن پیشنهادها و عملی کردن آن هاست.
برای مثال : دانش آموزی که در شورا حضور دارد ، می تواند برنامه ای را برای ایجاد تغییراتی در مدرسه ،در جلسه پیشنهاد و با رأی اعضای شورا آن را اجرا کند و کمکی به مسئولان مدرسه و همچنین خدمتی به دانش آموزان دیگر باشد.البته یک دانش آموز می تواند بدون اینکه در شورا نیز عضو باشد با دادن پیشنهادات خوب و قابل اجرا به مسئولان و شورای دانش آموزی و همچنین تلاش و کوشش خودش قدمی در خدمت به مدرسه بردارد.اما کارهایی که یک دانش آموز می تواند انجام بدهد، به این موارد ختم نمی شود. او با بالا بردن سطح مطالعه خویش و استفاده بهینه از آن ها در امور زندگی نیز می تواند کاری برای خود و دیگران انجام دهد.
کار دیگری که او می تواند انجام دهد، گسترش فعالیت های پرورشی و تشویق کردن دیگر دانش آموزان برای شرکت در این فعالیت هاست.
● خلاآموزش کاربردی معلمان گریبان دانش آموزان را می گیرد
گزارش «ایران» درباره میزان کارآمدی آموزش های ضمن خدمت معلمان
گروه اجتماعی ـ شهناز سلطانی: در شرایطی که دانش آموزان برای یافتن پاسخ پرسش های بی پایان خود به انبوهی از رسانه های متناسب و نامتناسب دسترسی دارند، در دوره های ضمن خدمت معلمان در نظام آموزشی ما به بازآموزی فقط در زمان تغییرات کتاب های درسی اکتفا شده است و برخی از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت معتقدند معلمان در کلاس های ضمن خدمت به واسطه مؤلفه های متعددی از جمله انتخاب نادرست مدرسان، انگیزه چندانی برای آموختن و به کارگیری آموخته هایشان به منظور پاسخ به نیازهای دانش آموزان ندارند. این امر یکی از عواملی است که موجب می شود دانش آموزان برای گرفتن پاسخ سؤال های بسیارشان از یک سو و بارورشدن خلاقیت هایشان از سویی دیگر، بیش از مدارس و معلمان، سراغ مراکز دیگری بروند.
همه اینها در شرایطی رقم می خورد که نیازسنجی هایی در این باره صورت نگرفته، برنامه ریزی های دقیق و منسجمی در این باره ارائه نشده و پژوهشی نیز درباره کارکرد و میزان بازدهی دوره های ضمن خدمت انجام نشده است.
▪ برای تربیت معلم های حرفه ای، آموزش های عمیق تری نیاز است
دکتر «بهرام محمدیان» رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش درپاسخ به این که آیا نیازسنجی و پژوهشی درباره آموزش های ضمن خدمت انجام گرفته است، به «ایران» می گوید: «بخشی از نیروهای انسانی آموزش و پرورش را فارغ التحصیلان مراکز تربیت معلم تشکیل می دهند که پیش نیازهای آموزشی و مقدمات کار معلمی را فرا گرفته اند. بخش دیگری از آنها که از مراکزی غیر از مراکز تربیت معلم فارغ التحصیل شده اند مهارت های اولیه را در دوره های کوتاه مدت فرا می گیرند، اما کفایت لازم را به این وسیله به دست نمی آورند، بلکه با آزمون و خطا آن را فرامی گیرند.
برهمین اساس برای تربیت معلم های حرفه ای به عمق بخشیدن آموزش ها نیاز داریم که لازمه آن، فعال شدن دانشگاه های تربیت معلم است. ضمن آن که معلمی یک حرفه تخصصی است و صرف داشتن علم برای این کار کفایت نمی کند.»
وی معتقد است: «فرهنگیان شاغل نیز باید با توجه به پیشرفت و تغییرات در فرآیند آموزش، به روز باشند، هر چند برگزاری دوره های ضمن خدمت با مشکلاتی از قبیل کمبود اعتبار و میزان ساعات ناکافی روبه روست.
این آموزش ها نیازمند تحول جدی هستند. برگزاری دوره های مجازی و نیمه حضوری و ارسال بسته های آموزشی می تواند از روش های دیگری باشد که در این تحول اثرگذارند و باید مورد توجه جدی قرار گیرند.
▪ نبود معیار و ضابطه برای سنجش میزان کاربردی بودن آموزش ها
دکتر «علیرضا شریفی» عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش، درباره یافته های پژوهشی انجام گرفته در زمینه کاربردی بودن دوره های ضمن خدمت به «ایران» می گوید: «به طور کلی هر سازمان و دستگاهی به خاطر حفظ کارایی خود باید نیروی انسانی خود را به طور مرتب و برنامه ریزی شده آموزش دهد و آنها را با آخرین یافته های علمی و کاربردی آشنا کند. آموزش و پرورش نیز از این قاعده مستثنی نیست، ضمن آن که تحقیقات نشان می دهد مجموعه تولیدات و دستاوردهای بشری در رشته های غیرعلوم پزشکی در طول سه تا پنج سال، به دو برابر افزایش می یابد. به این ترتیب کسی که امروز از یک دانشگاه سطح بالابا آگاهی از آخرین یافته های علمی در رشته خود فارغ التحصیل می شود، اگر خود را به روز نکند، تا پنج سال آینده آگاهی او از رشته خود به نصف میزان یافته های علمی تقلیل خواهد یافت، درباره معلمان هم همین طور است.
البته هر معلمی باید به دو نوع دانش دست یابد؛ یعنی هم به دانش های مشترک در حوزه تعلیم و تربیت مثل نحوه ارزشیابی، روان شناسی و تربیت و هم به دانش های تخصصی مورد نیاز در رشته خود تسلط داشته باشد. بنابراین برگزارکنندگان دوره های ضمن خدمت باید این موارد را مد نظر قرار دهند، ضمن آن که کیفیت کلاس های ضمن خدمت هم اهمیت دارد. البته باید گفت آموزش ها می تواند غیرمتمرکز هم باشد، به نحوی که آموزش و پرورش به قدری توانمند باشد که با ارسال مجلات تخصصی معلمان را با آخرین یافته ها آشنا کند، ضمن آن که ایجاد عوامل انگیزشی اقتصادی و ارتقای شغلی هم می تواند معلمان را برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ترغیب کند.»
وی معتقد است: «آموزش و پرورش هیچ معیار و ضابطه ای برای اندازه گیری میزان کاربردی بودن آموزش های ضمن خدمت ندارد، البته پژوهش های محدودی به صورت موردی در این باره انجام شده است که نشان می دهد بخش زیادی از آموزش ها، محتوای مورد نیاز معلم و جذابیت های لازم را ندارد. البته در مواقعی هم سیستم توانایی و ظرفیت کاربردی کردن را ندارد، برای مثال کثرت دانش آموزان در کلاس، نبود امکانات مخصوص و منطبق نبودن محتوای کتب درسی با آموزش های ضمن خدمت، از جمله این کاستی ها ست. وجود ارزشیابی های متکی به روش های سنتی نیز انگیزه معلم را برای به کارگیری شیوه های نوین در کلاس از او سلب می کند، البته غفلت از استفاده از فضاهای مجازی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. برای کاربردی کردن آموزش های ضمن خدمت نیز هماهنگی همه اجزای نظام آموزشی مورد نیاز است.»
● معیارهای غلط برای انتخاب مدرسان
«مصطفی طباطبایی» استاد دانشگاه و مدرس دوره های ضمن خدمت برای معلمان در گفت وگو با «ایران» می گوید: «اگر آموزش های ضمن خدمت مطابق تغییرات کتب درسی برگزار شود، مفید خواهد بود. اما در شرایطی که به طور میانگین ۱۵ سال طول می کشد تا کتاب ها تغییر پیدا کند (در برخی مواقع زمان ۴۰ سال هم برای تغییر یک کتاب دیده می شود) چندان اثرگذار نیست، البته در پاره ای مواقع هم دیده می شود که مدرسان دوره های ضمن خدمت با کتاب های تغییر یافته آشنا نیستند. نبود امکانات کافی نیز از دیگر معضلات این آموزش هاست. به طور کلی هم اکنون برگزاری کلاس ها هم برای معلمان و هم برای مدرسان صرفاً به خاطر کسب امتیاز است.»
وی می افزاید: «بیش از ۵۰ درصد مدرسان، آموزش هایی را که فرامی گیرند به درستی ارائه نمی دهند، ضمن آن که برخی از آنها تخصص لازم را هم ندارند و فقط به خاطر پرکردن ساعات موظف خود و راحت بودن نحوه اداره کلاس بزرگترها به سمت این آموزش ها می روند. البته وجود برخی معیارها برای انتخاب مدرسان هم ناصحیح است، برای مثال معیار داشتن مدرک کارشناسی ارشد موجب شده کسانی هم که دوره های تربیت معلم و به تبع آن روش عملی و تئوری را نگذرانده اند، بدون انگیزه وارد کلاس ها شوند. همین امر موجب می شود در معلمان هم انگیزه ای ایجاد نشود و به واسطه آن چیزی هم عاید بچه های کلاس نخواهد شد.»
مدرس دوره های ضمن خدمت توضیح می دهد: «ضعف عمده دیگری هم که در این آموزش ها به چشم می خورد، نبود برنامه خاص در آنهاست و این آموزش ها منحصر به تغییر کتاب های درسی شده است. البته برای بازآموزی معلمان می توان راهکارهای دیگری نیز به کار گرفت، برای مثال اگر امتیازی که به حضور در کلاس های ضمن خدمت داده می شود به پژوهش ها و مقالات معلمان نیز داده شود، خلانبود آموزش های صحیح تاحدی جبران می شود.»
● سؤال های بی پاسخ
گفت وگو با یکی از مسئولان دفتر آموزش ارتقای مهارتهای حرفه ای و تربیت معلم (متولی برگزاری دوره های ضمن خدمت) درباره میزان کارآمدی آموزش های ضمن خدمت، می توانست نکاتی را در این زمینه روشن کند اما تلاش های ما برای انجام چنین گفت وگویی به نتیجه نرسید و سؤالات ما هم از آنان بی پاسخ ماند.
عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دردوره خدمت و خدمتگزاری
از مطالعاتی که در زمینه تأثیر برخی عوامل و متغیرها بر روی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفته است چه می توان فهمید؟
در این مقاله کوشش شده است یافته های عمده این مطالعات مورد بازنگری قرار گیرد. کشف اثرات متغیرها بر پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست. نتایج پژوهش ها بر روی روابط و همبستگی ها باید در عمل مورد آزمایش قرار گیرند. هر یک از نتایج باید به دفعات متعدد به وقوع پیوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل کرد.
مطالعات کیفی که بر پایه روش های مشاهده ای و تکنیک های مصاحبه انجام می گیرد، این امکان را به پژوهشگر می دهد که به نکات ظریفی که در کلاس نقش دارند و بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرند که تشخیص آنها جز با بکارگیری این روش ها ممکن نیست.
۱) برنامه درسی
برنامه درسی را می توان به سه گروه “برنامه درسی مورد انتظار (آنچه که در فهرست دروس و یا هدف های یادگیری مندرج است)،” برنامه درسی اجرا شده “ (آنچه که معلمین عملاً تدریس می کنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت یادگیری می گویند) و “ برنامه درسی فرا گرفته” (آنچه که کودکان واقعاً یاد می گیرند) تقسیم نمود. شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه تقاضای برنامه درسی در پیشرفت تحصیلی مؤثر است. به طور خلاصه می توان اظهار داشت که اگر دانش آموزان فرصت یادگیری چیزی را داشته باشند، معمولاً “آن را فرا می گیرند و اگر این فرصت برای آنها فراهم نباشد، از یادگیری آن محروم خواهند شد. به عبارت دیگر ، هر چه میزان تقاضا در “ برنامه درسی مورد انتظار” با ثابت فرض کردن بقیه عوامل بیشتر باشد، کودکان بیشتر یاد خواهند گرفت.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه دارای مراکز برنامه ریزی درسی هستند، گر چه در بسیاری از کشورها برنامه های درسی برای رهایی از نفوذ برنامه های قدرت های استعماری گذشته به صورت “ملی” تدوین شده اند، هنوز در برنامه های درسی برخی از کشورها این وضعیت وجود ندارد و یا آنکه در طرف دیگر طیف به آنچه که در دیگر کشورها کودکان برای یادگیری بخصوص در زمینه خواندن، ریاضیات و علوم دارند، توجه کافی مبذول نشده است.
دو مقوله باید مورد توجه قرار گیرد یکی تکنولوژی برنامه ریزی درسی (Lewy ۱۹۷۸) و دیگری عوامل تعیین کننده برنامه درسی ، بسیاری از عوامل مطالعات اندکی نیاز دارند که مراکز برنامه ریزی درسی باید به انجام آن توجه داشته باشند.
تمایل به افزودن مطالب بیشتری به برنامه های درسی مشاهده می شود بدون آن که هرگز چیزی از آن کاسته شود. اخیراً حرکت هایی برای پیراسته کردن برنامه های درسی دیده می شود زیرا وضعیت کنونی و انباشتگی مطالب از جمله عوامل استاندارد پایین آموزشی به شمار می رود.
برنامه های درسی باید با دقت جرح و تعدیل شوند و باید توجه کرد که مدارس حداقل آنچه را که فارغ التحصیلان برای شروع به کار نیاز دارند به کودکان بیاموزند دانس آموزان باید همچنین پایه لازم را برای اینکه بتوانند به یادگیری پس از فارغت از تحصیل ادامه دهند و محتوایی را که بعداً به آن ها آموخته می شود، سریعاً بیاموزند، در مدرسه کسب کرده باشند.
برنامه های متعددی نظیر ادغام آموزش و کار تولیدی یا اضافه شدن موضوعات پیش حرفه ای به برنامه های درسی مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته اند. ارزشیابی از چنین برنامه هایی، مادامی که مسئله بیکاری حل نشده، تشویق به خود اشتغالی فارغ التحصیلان صورت نگرفته یا منابع مورد نیاز افزایش نیافته است، ناامید کننده به نظر می رسد.
بر اساس برخی از مطالعات، در حقیقت آن چه که برای خود اشتغالی بزرگسالان در مناطق روستایی و شهری بصورت بالقوه از سودآوری بیشتری برخوردار است، سواد آموزی و مهارت های محاسبه، دانش کشاورزی و یا تا حدودی دانش علمی است. از نقطه نظر مسائل تعلیم و تربیت، به نظر می رسد برخی از این برنامه های حرفه آموزی اگر معلمان از انگیزه کاری بالایی برخوردار بوده و آموزش موضوعات علمی را با آموزش مطالب نظری برای درک بهتر آن مطالب پیوند داده باشند کم و بیش نتایج جالبی دارند موفقیت آنها در حقیقت تا حدود زیادی به منابعی که در اختیار بوده است بستگی دارد.
برنامه های درسی اغلب مورد انتقاد قرار می گیرند و سبب عدم پیشرفت تحصیلی تلقی می شود. معمولاً در این امر عوامل عدیده ای دخالت دارند و دانش کم معلم نیز به وضوح یکی از مشکلاتی است که در بعضی از کشورها دلیل شکست برنامه های درسی می باشد.
زبان آموزش و زبانی که مواد آموزشی و کتابها به آن نوشته می شود از مسائل دیگر است. برای نمونه نیجریه پس از استقلال زبان انگلیسی را به عنوان زبان آموزش در پایه اول دبستان پذیرفت. در منطقه ای که در آن مردم به زبان Yorubaصحبت می کنند کودک باید ابتدا زبان محلی را بیاموزد و سپس زبان Yoruba و بعد وارد مدرسه ای شود که در آن آموزش به زبان انگلیسی صورت می گیرد.(نظیر کودک انگلیسی زبانی که وارد مدرسه ای می شود که در آن به زبان ژاپنی درس می دهند.)
مطالعاتی در مناطقی که از نیجریه که به زبان های Yoruba و Hausa تکلم می کنند صورت گرفته نشان می دهد یادگیری کودکان وقتی با زبان محلی تحت آموزش قرار می گیرند بیشتر از زمانی است که آموزش آنها با زبان انگلیسی صورت می گیرد البته تغییر همه مواد آموزشی یا بازنویسی آنها به زبان های محلی کاری پر هزینه است. از طرف دیگر استفاده از زبان محلی ممکن است به یک موضوع سیاسی تبدیل شود زیرا بعضی از گروه ها ممکن است استفاده از زبان گروه دیگر را نپذیرند و در نتیجه این مشکل در بسیاری از کشورها حل نشده باقی بماند.
بالاخره امتحانات ملی باید آنچه را که در برنامه های درسی مورد توجه است منعکس کنند زیرا معلمین بر اساس محتوای سئوالات امتحانی تدریس می کنند. در تمامی این فعالیت ها مرکز برنامه ریزی درسی باید نقش قاطعی ایفا نماید.
۱) کتاب های درسی و مواد آموزشی
هر جا که کمبود کتاب و مواد آموزشی وجود دارد پیشرفت تحصیلی پایین تر است. تأمین یک کتاب به ازای هر دانش آموز (و تضمین اینکه کتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمین و دانش آموزان قرار گیرند.)، میزان پیشرفت تحصیلی و نرخ ماندگاری را افزایش می دهد. در فیلیپبن وقتی تعداد کتاب های درسی دوره ابتدایی از یک کتاب برای ده دانش آموز به یک کتاب برای دو دانش آموز تغییر یافت درصد قبولی دانش آموزان از ۵۰ به ۷۰ درصد در طی یک سال تحصیلی افزایش پیدا کرد (بانک جهانی ۱۹۸۹)
فولر (fuller ۱۹۸۶ ) نشان داد که کمبود کتاب درسی در برخی از موضوعات درسی مسئله ای وخیم تر از بقیه است ولی همواره این کمبود بر میزان پیشرفت دانش آموزان تأثیر می گذلرد مشکل اصلی این است که چگونه می توان کتاب درسی (یا حتی چند برگ) به تعداد کافی و به قیمت ارزان تأمین کرد و در عین حال تضمین نمود که مواد آموزشی به دست دانش آموزان خاصه به مدارس مناطق روستایی خواهد رسید. مطالعات انجام شده در زمینه توزیع کتاب های درسی در نیجریه و اندونزی مشکلات عدیده ای را که در این زمینه وجود دارد نشان می دهد که بر اساس آنها اقدامات اصلاحی آغاز شده است. چاپ کتاب های درسی به تنهایی کافی نیست بلکه باید مطمئن بود که این مواد به مدارس خواهند رسید که مشکل اجرایی است و این که آنها بوسیله معلمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت که ��ک مشکل تعلیم و تربیتی و در عین حال اجرایی است. در ارتباط با مواد آموزشی امکان دسترسی داشتن دانش آموزان به کتاب ها از طریق کتابخانه مدرسه نیز مطرح است. مطالعات Fuller و Ifa هر دو نشان می دهد که هر چه تعداد بیشتری کتاب از کتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بیشتر است و در مدارس ابتدائی هر چه تعداد کتاب هایی که در گوشه اتاق های درس قرار داده می شود بیشتر باشد میزان پیشرفت دانش آموزان در خواندن بیشتر خواهد بود.
۱) معلم، روش تدریس و تربیت معلم
پژوهش های زیادی در ارتباط با روش های تدریس و آنچه معلمان باید برای به دست آوردن پیشرفت بیشتر در امر فرایند یادگیری یاددهی انجام دهند، صورت گرفته است.
۱-۳) تجربه معلمان
معلمان با سابقه گرایش بیشتری به سمت به پرورش مهارت های آموزشی و کلاس داری از خود نشان می دهند. آنها میزان وقتی را که برای امور اداری کلاس صرف می شود، کاهش می دهند. در بازگرداندن نظم به کلاس به سرعت عمل می کند و روش تدریسی را برمی گزینند که وظایف بیشتری را بر دوش دانش آموزان قرار دهد. (Anderson et al . ۱۹۸۸) از این بررسی نتیجه می شود که باید تمام کوشش را به کاربست تا معلمین مجرب به طور یکسان در مناطق شهری حاشیه شهرها و مناطق روستایی به کار گرفته شوند و ترک خدمت و جابجایی تقلیل یابد البته این مسئله با حقوق معلمان و ارتقاء منزلت آنها ارتباط دارد.
۲-۳) آماده کردن درس و نمره دادن
معلمین که برای آماده ساختن درس و همچنین نمره دادن تکالیف درسی و کار کلاس دانش آموزان وقت گذاری می کنند نسبت به معلمینی که این کار را انجام نمی دهند، دانش آموزان آنها نتایج بهتری کسب می نمایند. اگر در تربیت معلم بر این موضوع تأکید شود و اگر معلمین برای در آمد اضافی مجبور به کار اضافی نباشند انتظار می رود فرایند یادگیری بهبود یابد.www.zibaweb.com
۳-۳) مهارت ها
معلمین که در نظر دانش آموزان سخت گیرتر و متوقع تر هستند معلمینی که توانایی برقراری سریع نظم را در کلاس درس دارا هستند معلمینی که به روش نظام مند از کار خود ارزیابی می کنند و بر آنچه که یک دانش آموز یاد گرفته یا یادنگرفته در برابر همه آنچه باید یاد می گرفت به درستی واقفند و به دانش آموزانی که مطالب را در بار نخست یاد نگرفته اند، فرصت فراگیری مجدد را می دهند و معلمینی که به دانش آموزان کمک می کنند تا میزان اهمیت مطالب را پی ببرند و بتوانند بین مطالب اصلی و فرعی تمیز دهند، در معلمی موفق تر از معلمین دیگرند و دانش آموزان آنها از پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردارند.
برخی از معلمین فداکار توانایی این را دارند که در محرومترین مناطق دانش آموزان را به فراگیری مطالب تشویق نمایند. آوالوس (Avalos . ۱۹۸۶) در این زمینه مطالعاتی در چهار کشور آمریکای لاتین انجام داده است و آنان را گل های سرخ فرهنگی نامیده است. لیکن مطالعات بیشتری نیاز است تا بتوان به شیوه کار این گونه معلمان که نتایج بسیار خوبی را در کار با دانش آموزان محروم بدست می آیند پی برد.
ـ تحصیلات عمومی
مطالعات Iea ( Peaker . ۱۹۷۶) نشان می دهد که معلمینی که دارای مدارج تحصیلی بالاتری پس از دوره متوسطه می باشند نسبت به معلمینی که از مدارک تحصیلی پایین تر بر خوردارند موفقیت بیشتری داشته اند. البته این دستاورد برای مسئولان آموزش و پرورش کشورهایی که با کاهش بودجه آموزش و پرورش و با افزایش تعداد دانش آموزان روبرو هستند و مجبورند با گذراندن دوره های یک ساله برای فارغ التحصیلان سیکل اول یا دوم متوسطه آنها را برای تدریس در مدارس متوسطه آماده سازند، چندان تسلی بخش نیست.
ـ تحصیلات در زمینه تعلیم و تربیت
پاسو (Passow et al , ۱۹۷۶) هیچ گونه تفاوتی بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و طول دوره های آموزش تعلیم و تربیت معلمان آنها پیدا نکرده است. این نتیجه نشان می دهد که در محتوای دوره های تربیت معلم مشکلاتی وجود دارد. چه نوع فعالیت هایی برای تدریس/ یادگیری انواع مختلف هدف ها و وظایف آموزشی در موضوعات مختلف درسی مورد نیاز است؟ برخی از نتایج حاصله از فعالیت های معلمان که بر یادگیری دانش آموزان اثر بخش است قبلاً ارائه شد. از این گونه مطالعات است که محتوای قسمت های تربیتی دوره های تربیت معلم باید بیرون کشیده شود. این مطالعات همچنین نشان می دهد که می توان مدت زمانی را که به آموزش مطالب تعلیم و تربیت به معلمان اختصاص داده می شود کاهش داد مشروط بر آنکه انتخاب درستی از آنچه که برای معلمان ضرورت دارد، انجام شده باشد.
آموزش ضمن خدمت به صورت معمول است: دوره های کوتاه مدت یک هفته ای و آنچه که آموزش از طریق کار نامیده می شود.
در حالت دوم معلمین در طی هفته به فعالیت خود یعنی تدریس در مدارس مشغول می شوند ولی در هفته یکبار (نصف روز یا تعطیل آخر هفته) به همراه معلمین مدارس همجوار در مرکز معلمان (یا در اتاقی از یکی از مدارس) دور هم جمع می شوند. آنها به بحث پیرامون مشکلات مشترک می پردازند و افرادی را نیز به عنوان ناظر یا راهنما به جلسات خود دعوت می کنند. گفته می شود که آموزش از نوع اول فقط دو برابر مدت آموزش اثر بخش است و بعد از آن ارزش خود را از دست می دهد. یعنی اگر طول دوره ضمن خدمت یک هفته باشد معلمین تا دو هفته آنچه را که آموخته اند در کلاس درس به کار خواهند بست و بعد از آن به شیوه گذشته عمل خواهند نمود. Flugger نشان داده است که اثرات آموزش از طریق کار بر روی فعالیت های معلمان (و یادگیری شناختی) ماندگارتر از اثرات آموزش به شیوه دوره های ضمن خدمت کوتاه مدت خواهد بود. در این زمینه نیز قبل از نتیجه گیری کلی باید پژوهش های بیشتری انجام گیرد.
در برخی از کشورها آموزش ضمن خدمت اجباری نیست. نتایج مطالعات IEA نشان می دهد که وقتی آموزش معلمان با فعالیت های عملی توام باشد (نظیر تولید مواد آموزشی، ساختن ابزار ارزیابی) موفقیت آنها در امر تدریس بیشتر از معلمانی است که دوره های آموزشی را ندیده اند و یا دوره هایی را گذرانده اند که صرفاً جنبه نظری داشته است.
در بسیاری از کشورها هنگامی که معلمین در کلاس های ضمن خدمت شرکت می کنند دانش آموزان آنها تعطیل می شوند و به این ترتیب برای شرکت معلمان در این گونه کلاس ها هیچ گونه پرداخت اضافی صورت نمی گیرد. در برخی از کشورها نیز برای شرکت معلمان در دوره های ضمن خدمت حق الزحمه هزینه سفر و مأموریت پرداخت می شود که می توانند بسیار پرهزینه باشد.
پیشنهاد می شود که آموزش ضمن خدمت یا از طریق کار اجباری و حق الزحمه ای هم بابت آن پرداخت مگردد. این دوره ها لازم است به جنبه های عملی بیشتر توجه کنند و بر آموزش از طریق کار بیشتر تأکید شود.
۱) مدت زمان تحصیل در مدرسه و منزل
مدت زمانی که به آموزش اختصاص داده می شود در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش زیادی دارد. بطور کلی هر چه کودکان زمان بیشتری صرف مطالعه نمایند. با ثابت نگهداشتن بقیه عوامل مطالب بیشتری فرا خواهند گرفت. تعداد روزهای مفید سال تحصیلی بین کشورها از ۱۲۰ روز تا ۲۴۰ روز در نوسان است. تعداد ساعات آموزش روزانه ۲ تا ۷ ساعت می باشد. سن ورود به مدرسه از ۴ سالگی تا ۷ سالگی و (حتی بیشتر) تغییر می کند. بنابراین برای کودکانی که تا سن ۱۴ سالگی در مدرسه می مانند ، تعداد ساعات آموزش می تواند بین ۴۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ ساعت در نوسان باشد.
باید توجه داشت که تعداد ساعات واقعی که به امر آموزش اختصاص داده می شود ممکن است با آنچه که بر روی کاغذ می آید متفاوت باشد. کشورهای زیادی وجود دارد که در آنها سال تحصیلی رسماً ۲۴۰ روز است ولی در عمل دانش آموزان ۳۰ روز از سال تحصیلی را به دلیل تعطیلات عمومی دیدار شخصیت ها و غیبت معلمین ناشی از بیماری، فوت و ازدواج خانواده، شرکت در کلاس های ضمن خدمت و غیره آزاد هستند. بنابراین تعداد روزهای واقعی تحصیل به مراتب کمتر خواهد بود. حضور معلم در مدرسه مسئله ای است که نیاز به توجه ویژه دارد. در برخی از کشورها اقداماتی باید صورت گیرد (برای نمونه، دخالت دادن انجمن محلی یا والدین در مدیریت مدرسه) تا معلمان برای تدریس در مدارس حضور پیدا کنند.
در خصوص مدت زمانی که باید به آموزش هر ماده درسی اختصاص یابد و اینکه چند ساعت در هفته و برای مدت چند سال یک ماده درسی باید آموزش داده شود، مطالعات زیادی مورد نیاز است.
کارول (Carroll,۱۹۷۵) پیشنهاد کرد برای اینکه یک دانش آموز به خواندن درک مطلب زبان فرانسه به عنوان زبان خارجی تسلط یابد، به طور متوسط به شش سال مطالعه مداوم (با چهار یا پنج جلسه هفتگی) برای ۴۰ هفته در سال نیاز دارد که دانش آموزان از انگیزه خیلی بالا برخوردار باشند و شرایط تدریس نیز بسیار خوب باشد این مدت را می توان حداکثر به ۴ سال تقلیل داد.
مدت زمان آموزش را می توان از جنبه دیگری هم مورد مطالعه قرار داد و آن مدت زمانی است که عملاً در کلاس درس به امر یادگیری و تدریس اختصاص می یابد و مدت زمانی که دانش آموزان عملاً برای یادگیری در کلاس صرف می کنند (در مقابل خیال پردازی و غیره) بسیاری از مطالعات انجام شده در این زمینه نشان می دهند که هر چه این مدت زمان بیشتر باشد با ثابت نگهداشتن بقیه عوامل، میزان یادگیری دانش آموزان بیشتر است.
بالاخره، تکالیف درسی از اهمّیّت زیادی برخوردار دارند. دانش آموزانی که تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند، در مقایسه با بقیه موفق ترند هر چند که آن تکالیف مورد ارزشیابی و نمره گذاری قرار نگیرند. اگر به تکالیف درسی نمره داده شود و معلم ویژگی های هر دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و به او کمک کند تا نقاط ضعف خود و راه اصلاح آنها را بشناسد، میزان یادگیری به مراتب افزایش می یابد. بدیهی است اگر معلمین از انگیزه کافی برای کار کردن برخوردار نباشند یا به فعالیت های دیگر در ساعات بیکاری مشغول شوند، احتمال اینکه تکالیف درسی دانش آموزان مورد نمره گذاری قرار گیرد کم خواهد بود.
۱) سازمان و تسهیلات مدرسه
مطالعات (Fuller IER,Ibid ) نشان می دهند که هیچ گونه اختلافی بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس کوچک و بزرگ با تعداد دانش آموزان متفاوت مشاهده نشده است و در نتیجه می توان ابعاد مدرسه را افزایش داد مشروط بر آنکه مدیران این گونه مدارس قبلاً آموزش های مناسب را دیده باشند.
در رابطه با نقش تراکم کلاس (تعداد دانش آموزا در کلاس) بطور کلی مطالعات نشان می دهند که در کلاس های کم تراکم موفقیت دانش آموزان بیشتر نیست، مگر آن که تراکم کلاسی کمتر از ۱۵ نفر باشد که در این صورت امکان آموزش انفرادی فراهم می شود. همچنین می توان اظهار داشت که میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در کشورهای صنعتی در کلاس های بیش از ۴۵ نفری و در کشورهای در حال توسعه در کلاس های بیش از ۵۵ نفری کاهش می یابد. جالب توجه است که در مقایسه تطبیقی انجام شده بین دانش آموزان پایه پنجم ۱۵ کشور کره با تراکم ۶۰ نفر در کلاس و ژاپن با ۴۲ دانش آموز در کلاس رتبه اول را بدست آورده اند (IEA , ۱۹۸۸) بنابراین آنچه در پیشرفت دانش آموزان نقش مهمی ایفا می کند، تراکم کلاسی نیست بلکه آن چیزی است که در کلاس اتفاق می افتد. در مورد کلاس های با تراکم بیش از ۶۰ دانش آموز در کلاس هیچ گونه مطالعه ای در دسترس نیست و به نظر می رسد که عدد ۶۰ را بتوان به عنوان تراکم حدأکثر به حساب آورد البته مشروط بر آن که اتاق درس به اندازه کافی برای آن تعداد دانش آموزان بزرگ باشد و معلم قبلاً با شیوه تدریس در این گونه شرایط آشنا شده باشد.
یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که معلمین معمولاً برای تدریس در کلاس های با تراکم متوسط آماده می شود. باید توجه داشت که اگر تراکم کلاسی بالا رود، معلمین باید آموزش های لازم را برای تدریس در کلاس های با تراکم بالا ببینند. همچنین باید انگیزه کافی برای حضور آنها در کلاس های پر تراکم به وجود آید که به سادگی ممکن نیست.
استفاده از مدارس دو شیفت و سه شیفت این امکان را می دهد که بدون افزایش هزینه ای سرمایه ای بتوان از تعداد بیشتری دانش آموز ثبت نام کرد. در صورتی که معلمین فقط در یکی از نوبت ها تدریس کنند به نظر می رسد اینکه دانش آموز در کدام نوبت در مدرسه حضور یابد، تأثیری در پیشرفت تحصیلی وی نخواهد داشت. البته بسیاری از معلمان برای بدست آوردن درآمد بیشتر در دو نوبت (گاهی در دو مدرسه متفاوت) تدریس می کنند از والدین نیز ترجیح می دهند فرزندان آنها در نوبت اول که هوا خنک تر است و کودکان آماده ترند، به مدرسه بروند. گرچه در بسیاری از کشورها مدارس بصورت دو یا چند نوبتی در آمده اند، به نظر می رسد که تأثیر چندانی بر نتایج نداشته است. جمع آوری اطلاعات بیشتر در این زمینه بسیار مفید خواهد بود.
۱) مدارس شهری و روستایی
در بسیاری از کشورها، بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مناطق شهری و روستایی اختلاف زیادی مشهود است و به ندرت ممکن است این اختلاف به نفع مناطق روستایی باشد، مگر در مقایسه با مناطق پست حومه شهرهای بزرگ که ممکن است از کیفیت پایین برخوردار باشند. در بقیه موارد این مناطق روستایی هستند که از وضعیت بدتری نسبت به مناطق شهری برخوردارند.
در این خصوص باید توجه کرد که تخصص نابرابر منافع بین مدارس مختلف در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آن مدارس مؤثر است. اطلاع از نسبت تعداد میز و نیمکت به ازای هر دانش آموز تعداد تخته سیاه قابل استفاده به ازای هر اتاق درس، تعداد اتاق های درس با کف خشتی، چوبی، سیمانی تعداد روشنایی به ازای هر اتاق درس، تجهیزات مورد نیاز برای آموزش عملی علوم (ویا حتی در کشورهای غنی تر، فضای آزمایشگاه و کاربرد آنها به ازای هر دانش آموز) و… با استفاده از نتایج سرشماری به سادگی میسر است.
وقتی دستیابی به این گونه اطلاعات اساسی در سطح ناحیه، منطقه یا کشوری ممکن نباشد به ناچار باید حدأقل هر چند سال یکبار این گونه اطلاعات جمع آوری شود. می توان در جایی که سرشماری صورت نمی گیرد. این گونه اطلاعات را با استفاده از روش نمونه گیری به دست آورد داده باید تجزیه و تحلیل شوند و اقدامات مناسب برای هر چه بیشتر بر قرار کردن برابری بین مدارس انجام گیرد. از انجمن های محلی نیز می توان در این زمینه کمک خواست. از سیاست ملی هند در این مورد می توان بسیاری مطلب آموخت. تسهیلات اساسی نظیر دو اتاق نسبتاً وسیع تخته سیاه، نقشه، نمودار و دیگر مواد آموزشی برای همه مدارس ابتدایی باید فراهم گردد.www.zibaweb.com
مشکلات ویژه ای در مدارس مناطق دور افتاده وجود دارد. مدارس در این گونه مناطق اغلب کوچک هستند و گاهی فقط یک معلم دارند که باید شش پایه دوره ابتدایی را به تنهایی تدریس کند. در چنین شرایطی باید آموزش های لازم به معلمین داده شود و در این زمینه کشورهای در حال توسعه می توانند از تجربیات کشورهای پیشرفته استفاده کنند. مشکل دیگر جذب معلمین برای کارکردن در مدارس روستایی (اغلب دور افتاده) و نگهداری آنها در این گونه مناطق است. (Chivore,۱۹۸۸)
عدم تمایل معلمین آموزش دیده برای رفتن و ماندن در مناطق روستایی به خوبی آشکار است. کیفیت معلمین مناطق روستایی با میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط دارد. پاداش نقدی و تأمین مسکن رایگان که می تواند پرهزینه باشند همیشه کافی نیستند.
نقش مدیر مدرسه نیز بسیار حائز اهمیت است. فولر (Fuller,۱۹۸۶) نشان داده است که نقش مدیر مدرسه اغلب با نوع مدرسه (نظری، حرفه ای) و فرهنگ محیط در ارتباط است. آموزش رسمی مدیران مدارس پس از انتخاب آنها به این سمت، اثرات مثبتی بر نحوه اداره مدرسه داشته و باید احتمالاً بخشی از آموزش ضمن خدمت یا از طریق کار تلقی شود. هزینه این آموزش از طریق کار ناچیز است مگر برای گروهی که در رابطه با محتوای این دوره و تهیه مواد آموزشی مورد نیاز فعالیت می کند. محتوای آموزشی این دوره ها باید به صورت ملی تهیه شوند و در هنگام بررسی محتوای چنین دوره هایی در دیگر کشورها به ویژه کشورهای صنعتی باید دقت کامل مبذول گردد.
در مناطقی که بیشتر والدین بی سواد یا کم سواد هستند، مدیران مدارس می توانند برنامه هایی را برای والدین تهیه کنند و از این طریق در رفتار والدین تغییر ایجاد کنند. برای نمونه به آنها بیاموزند که فرزندان خود را مجبور کنند تا درس ها را برای آنان بخوانند، یا به والدین آنچه را که آموخته اند تعریف نمایند. چنین برنامه هایی اثرات بسیار شگفتی بر پیشرفت دانش آموزان به ویژه دانش آموزان پایه های دوم و سوم که از نظر خواندن ضعیف هستند داشته باشد.
(Sawadisevee , Jiyono and Nordin ۱۹۸۲ )
اقدامات زیادی در این زمینه صورت گرفته که ارزش ثبت و خلاصه کردن را دارد. در تمامی این اقدامات نقش مدیران مدارس توجه بوده است.
۱) آموزش از راه دور
وقتی از برنامه های آموزشی از راه دور و استفاده از رادیو یا وسایل ارتباطی دیگر به عنوان یک وسیله تکمیلی برای آموزش در کلاس درس استفاده شود، در بالا بردن پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می تواند مؤثر باشد. (Mcanany et al,۱۹۸۲)
تولید اولیه برنامه های درسی پرهزینه است. لیکن هزینه سرانه به ازای هر دانش آموز کم خواهد بود. همان گونه که Mcanany et al تأکید می ورزند، ضرورت است که هر یک از عناصر مورد آزمایش قرار گیرند و در صورت ضرورت قبل از اجرای برنامه تجدید نظر لازم در آنها صورت گیرد. وقتی تمرین ها خیلی به سرعت و بدون اجرای آزمایش های لازم شود، تأخیری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نخواهد داشت و هزینه های اولیه تولید به هدر خواهد رفت.
عوامل زیادی وجود دارند که فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می دهند و پژوهش های زیادی در این زمینه انجام شده که ارائه آنها در اینجا ممکن نیست. با گسترش پژوهش ها باید به توان تأثیرات عوامل مختلف را تشخیص داد. ضروری است نسبت به جمع آوری اطلاعاتی که پیشرفت دانش آموزان تأثیر مثبت یا منفی و یا احتمالاً تأثیری ندارند، اقدام شود. نظرات زیادی در این زمینه مجود دارد که این پژوهش ها می تواند صحت و سقم آنها را نشان دهد. به علاوه ضروری است هر کشوری مکانیزمی برای قضاوت در مورد سلامت آموزش و پرورش و هدف های برنامه ریزی در اختیار داشته باشد.
اولیاء و معلمین برای این که از وضعیت تحصیلی دانش آموزان در مواد درسی مختلف آگاه شوند و بدانند در چه قسمتی باید بیشتر کوشش نماید، نیازمند اطلاعات هستند، مدیر مدرسه نیاز دارد در باره نقاط قوت و ضعف هر یک از کلاس های مدرسه (در باره تفاوت های جنسی) اطلاعات داشته باشد و همچنین باید بداند و ضعف مدرسه او در هر پایه تحصیلی در مقایسه با مدارس مشابه دیگر چگونه است؟ مدیر مدرسه باید مجموعه فعالیت های مدرسه را برنامه ریزی کند و اطلاعات لازم را برای برنامه ریزی فعالیت های سال آینده در اختیار داشته باشد. مسئول منطقه باید بداند که هر یک از مدارس چگونه کار می کند، نسبت به تفاوت های شهری و روستایی و نظایر آن آگاهی داشته باشد تا بداند در چه قسمتی داد منابع بیشتر مفید خواهد بود و برای این کار نیازمند اطلاعات است. اداره برنامه ریزی ملی در زمینه نحوه عملکرد مناطق و استان های مختلف کشور نیازمند اطلاعات است. همچنین اطلاعاتی در زمینه نقش هر یک از عوامل (موقعیت مکانی، تجهیزات، آموزش معلمان، کیفیت تدریس، مدیریت مدرسه و … ) در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مواد درسی مختلف و مناطق و مدارس نیاز دارد. اداره برنامه ریزی همچنین باید بداند که آیا فارغ التحصیلان و آموزش دیدگان در ارتباط با جامعه به آسانی کار پیدا می کنند و مشارکت آنها در توسعه اقتصادی و اجتماعی چگونه است؟ که این موضوع البته مطمح نظر این نوشته نیست.
چنین داده هایی را می توان از طریق بررسی های منظم جمع آوری و در اختیار تصمیم گیرندگان سطوح مختلف قرار داد. وقتی که نظام های آموزشی اطلاعات لازم را در چنین زمینه های اساسی نظیر تعداد دانش آموزان هر کلاس/مدرسه، تعداد اتاقهای درس ، کتاب و میز تحریر و نظایر آن در اختیار نداشته باشند، می توان به سادگی آنها را از طریق ارزیابی های منظم به دست آورد.
وقتی تفاوت های زیادی در تدارک و همچنین عملکرد مدارس یا مناطق نسبت به هم وجود داشته باشد می توان تأخیر این تفاوت ها را بر نتایج عملکرد مدرسه، نظیر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، رفتار و مهارت های آنها ارزیابی نمود. این ها از اطلاعاتی هستند که برنامه ریزان آموزشی به آنها نیاز دارند.
ضمناً داشتن اطلاعاتی از دیگر کشورها و مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی یک کشور با آن ها (به ویژه با کشورهایی که از نظر اقتصادی در مرتبه مشابهی دارند) و مقایسه میزان تفاوت ها در مقایسه با سایر کشورها می توان بسیار سودمند باشد.
بدون ارزیابی منظم، آگاهی از سلامت یک نظام غیر ممکن است. و این در حالی است که هزینه ایجاد و احد ارزیابی حدود در صد مجموع بودجه مدارس ابتدایی و متوسطه خواهد بود.
مجید خیرایادی
پی‌نوشت‌ها:
۱. الذاریات/۵۶.
۲. بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۱۵. (قال رسول الله‏ صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله).
۳. شعرا/۲۱۵؛ امام علی علیه‏السلام هم می‏فرمود: «وَاخْفِضْ لِلرَّعِیةِ جَناحَکَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ وَأَلِنْ جانِبَکَ وَآسِ بَینَهُمْ...» (نهج البلاغه، نامه ۴۶).
۴. بحارالانوار، ج۷۲، ص۱۷۶.
۵. کافی، ج۲، ص۱۹۹.
۶. قال علی علیه‏السلام: «لا یسْتَقیمُ قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلاّ بِثَلاثٍ بِاسْتِصْغارِها لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِکْتامِها لِتَظْهَرَ وَب ِتَعْجیلِها لِتَهْنُؤَ.» (نهج البلاغه، فیض، ص۱۱۳۱).
۷. کافی، ج۲، ص۲۹۶/ بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۳۳.
۸. همان.
۹. بقره/۲۶۴.
۱۰. تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‏السلام ، ص۳۱۴/ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۵۹.
۱۱. کشف الغمه، ج۲، ص۳۶۸/ حلیة الابرار، ج۲، ص ۴۰۸، (در روایت آمده است: یا غلام اعطه مائة دینار. اما بعضی به اشتباه ۲۰۰ دینار نوشته‏اند.)
۱۲. کشف الغمه، ج۲، ص۳۶۴/ فصول المهمه، ص۲۶۱/ بحارالانوار، ج۷۸، ص۷۹.
۱۳. فصول المهمه، ص۲۶۱/ بحارالانوار، ج۷۸، ص۷۹ و روایتی مانند آن را در نهج البلاغه، حکمت ۳۷۳ مشاهده نمایید.
۱۴. امالی صدوق، ص۳۵۲/ بحارالانوار، ج۳، ص۲۹۲/ مباحثی پیرامون این روایت در بحارالانوار نقل شده است.
۱۵. بحارالانوار، ج۷۳، ص۳۱۲.
۱۶. کشف الغمه، ج۲، ص۳۴۹/ بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۱.
۱۷. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۷۹.
۱۸. تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‏السلام ، ص۳۴۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۱۷.
منبع:
مجله ‏مبلغان، ش ۶۱ ، محمد عابدی .
ــــــــــــــ
منبع :
http://www.magiran.com/npview.asp?ID

ــــــــــــــ
تلخیص ، حمید رضا ترکمندی کارشناس ارشد
مدیریت www.zibaweb.com

 گرد آوری مطالب : iranbanou.com

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه